
تقدیم به عزیزی که بدست سرنوشت سپردنش....
عزیزمن .به کجا نگاه می کنی؟..چشم بارانی وخیست انتظار که را می کشد.؟.سرمای زمستان ترا اینطور گریان کرده یا غمگینی؟عزیزکم شاید تقصیره سرنوشته که تو اینطور اشک می ریزی من که می دانم از برای چه غمگینی......من نمی توانم اشکهای ترا ببینم.. چراترا تنها گذاشتند ؟عزیزکم چرا ترا دست سرنوشت سپردند؟من یکی از کسانی هستم که در سر نوشت تو مقصرم...غصه تو غصه منه...من اینجا بیادتم مثل همیشه نگرانتم عزیزکم....
داره بارون مياد. چقدر دلم برای غنچه های سفيد نارنج تنگ شده. زنبقها دارن دوباره باز ميشن. بوته های رز برگهای تازه درآوردن. شمشادها دارن برگای خوشگلشونو ميفرستن بالا… چقدر دوست دارم بارون بياد و برم توی سرمای دونه هاش با ديدن هربرگ سبزی توی بارون حل بشم.
عاشق ابرم. ..عاشق بوی ياسم، بوی ميخك، بوی بهارنارنجای حياط كه شبا نميذارن بخوابم، بوی چوب خيس خورده و بوی جنگل،… . اما از همه بيشتر، عاشق بوی دريا و بارونم.چی داره اين بارون كه اينطوری گيجم ميكنه؟ چرا نميفهمم؟
دوست داشتن شروع خوبيه… پس بارون هم يه شروع خوبه… الان هم داره بارون میاد..
ازخودم وکمی هم دزدی.

همیشه نمیشه یه جور بود .بعضی وقتها خسته می شویم ودیگه نمی توانیم ادامه بدهیم-این رسم روزگاره بعضی وقتها دوست داریم گریه کنیم -دوست داریم تنها باشیم-بعضی وقتها فراموش می کنیم که میشه دوباره مثل قدیما عاشق همه چیز بود عاشق صدای لا لای مادر-صدای گریه نوزاد-صدای اواز پدر که برای غربت دخترش می خواند-بازم یادم میاد و می خونم بزن تارو بزن تار...با صدای زیبای هایده ..بزن تار بزن تار.برای خونه غمگینم ... واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم...خیلی زیباست این ترانه...در نهایت از حسرت همیشگی قیصر امین پور ... " پیش از آنکه باخبر شوی لحظه عزیمت توناگزیر می شود ... آی ... ای دریغ وحسرت همیشگی ...! ناگهان چقدر زود دیر می شود " ....
همیشه پاینده و پیروز باشید.. ازخودم
تقدیم به همه هموطن های خوبم..همیشه ایرانی و مهربون.............................
عید نیمه شعبان مبارک...................................................................
سلام به بچه های خوب ایران زمین....زندگی ادما رو خاطرات تلخ و شیرین می سازه..خاطرات تلخی که انسانها با اونها گریه می کنند و خاطرات شیرینی که ادمها با اونا می خندند..من شهر زیبامون رو از همه جا بیشتر دوست دارم بچه های خوب و با صفای کوچه...مردمون مهربونمون...من دلم برای همه تنگ شده ..برای خونه برای همه....من تا جایی که یادم هست به کسی ازاری نرسوندم.و یادم هست وقتی که ایران بودم خیلی ها به من بدی کردند ولی من هیچ وقت به دل نگرفتم..من همیشه ادمارو دوست دارم چه اون کسی که به من بدی کرده و چه اون کسی که خوبی...من همیشه سعی کردم خودم باشم و همیشه زندگیمو دوست داشتم ..دختری دارم از برگ گل نازکتر و همسری که مهربونترین ادم روی زمینه و..خلاصه اینا حرفای منه...همیشه دعا می کنم که بتونم برای زندگی و برای خودم بهترین باشم..همیشه ایرانی باش وباصفا. به امید حق
دخترم تاج سرم .عزیزدلم. گل من....وقتی گریه می کنی دلم غصه می گیره...وقتی می خندی دلم می خنده....عمره من ای دختر نازم.این اهنگ گل گلدون دخترم با زبون شیرینش می خونه..خیلی زیبا می خونه.
بانوی من
بيتاب ترين بيتای روزگار
مبادا زمن دست بركشی
با تو صدها اگر چرای بی جواب
با من ولی
هزاران هزار يقين ، از خدايان برتر است ...
زيبای من
مشتاق اگر ... حيات در تنم ميدود هنوز
از كيميای پر سخاوت چشمهای توست .
مبادا ... مبادا زمن دست بركشی
مبادا فروغ مهر
در منظر ديگری از جهان
از پيمان جاودان
وز چشمان مهربان و خيره ات
پيامی نياورد
درين كهنه ناشكيب
درين ناگزير تلخ ... توسط ناشناس
امشب برای غربت خود نی لبک بزن
ای دل بگو که چشم به راه که مانده ای
محو حضور گاه به گاه که مانده ای
اين رد پای کيست که تکثير می شود
بغض گلوی کيست که زنجير می شود
شب آمدست که تسخيرمان کند
تا مرزهای خاطره بيدارمان کند
نی را بزن که بغض من و شب شکسته است
نی را بزن که حنجره عشق بسته است
از دلواپس
چقدر بالا رفتیم..پشت سر خودمون هم نگاه نکردیم اگه یک بار برمیگشتیم خیلی چیزارو می تونستیم عوض کنیم می تونستیم حداقل خودمون باشیم.می تونستیم گریه های همدیگه رو ببینیم.نه تو گریه منو دیدی نه من.....من از اینجا خسته نیستم من عاشق زندگی کردن هستم میخوام وجود داشته باشم میخوام به همه ثابت کنم که زندگیم مال خودم هست..<<ما می تونیم به شرطی که من و تو ...ما باشیم>>!من و تو حرفهای همو می فهمیم ...بذار هر کس هر چی دوست داره بگه ..فقط اینو می دونم که همیشه با سختیها جنگیدم هیچی و هیچ کس نمی تونه بین ما جادوگری کنه...
خدایا می دونم از تموم حرفهای دلم خبر داری من همیشه به تو تکیه کردم همیشه اون چیزی که خواستم به من بخشیدی هیچ گله ای ندارم ولی من خیلی چیزا نمی دونم ...چرا هر وقت گرفتاریم رو به سوی تو میاریم چرا با اینهمه گناه بازم مارو می بخشی...من نمی دونم ولی بعضی از بنده هات همیشه جادوگر زندگی دیگران هستند خدایا یاریم کن .....من همیشه به تو محتاجم......
![]()
هر کسی برای خودش زندگی می کند . زندگی برای خود . کاری که من در طی این سالها نکردم . اشتباهی که بارها مرتکب شدم . ولی ار آن پند نگرفتم . ! هر بار که زمین خوردم سعی کردم به کسی تکیه کنم و بلند شوم و هر وقت او خسته می شد من دوباره به زمین می خوردم و دوباره ...
ولی این بار دریافتم که باید برای خودم بلند شوم .و فقط به خودم تکیه کنم . بی آنکه از کسی طلب محبت کنم . احساسات سوخته ام را تعمیر کنم . و لرزش ابتدایی بر خاستن را جدی نگیرم .
به زندگی با دید بهتری بنگرم . دیدگاههای تاریخ گذشته ام را دور بریزم . موقع خرید هر چیزی حتی یه مداد فقط به خاطر خودم از خرید آن ها لذت ببرم . زمانی که قدم می زنم و پیاده روی می کنم به این فکر نکنم که خلا وجود یه همراه عاشق . لذت پیاده روی را از من می گیرد . به این فکر کنم که تمامی این کارها را از روی اراده و تصمیم و بر طبق خواسته خودم جهت رسیدن به استقلال روحی انجام دهم . و کم کم به جایگاهی برسم که در آن همه چیز را بی آن که به آن دل ببندم دوست داشته باشم .
و شاید هیچ کس باورش نشود که من در طی این مدت کوتاه به تمامی این باورها رسیدم و افکار کهنه این چند سال رو که ادعا می کردم در شخصیت من تثبیت شده اند و قابل تعویض نیستند را یکباره به دور ریختم و پی بردم که بعد زمان هنگامی که ما واقعا فاصله داشتن تا فهمیدن را طی می کنیم شکستنی است و مشکلات تا زمانی مشکل محسوب می شوند که آنها را نپذیرفته ایم و زمانی که آنها را پذیرفتیم جزو یکی از ابعاد جا افتاده زندگیمان می شود که به آسانی قابل حل خواهند بود ....
نقاشی: داوود زندیان
قصه تو و قصه من
..............................
قدیما گریه می کردیم
دلمون تازه میشد
خوشی و ناخوشیمون
دوباره اندازه میشد
قدیما اینهمه دلهره نداشتیم یادمه
گندم فردا رو امروز نمی کاشتیم یادمه
بگو میشه میشه بازم
به همون روزا رسید
میشه یک بار دیگه
با دل خوش نفس کشید
قدیما خواب پرنده ها
پریشون نمیشد
حتی حتی تو قفس
زندگی زندون نمیشد
کسی تو پستوی غم
تنهایی پرپر نمیزد
پنجه طاقتشو
به سیم آخر نمیزد
قدیما خونه تو خونه ما بود یادمه
گریه ها و خنده هامون هم صدا بود یادمه
مردم از کابوس غربت
منو دلداری بده
برای باور یک رویا
منو یاری بده
بگو میشه میشه بازم
به همون روزا رسید
میشه یک بار دیگه
با دل خوش نفس کشید

عید مبارک............................................................
دلم هوس نذری کرده...............................................
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم
رو پشت بوم خونه ها تموم و گل میکاشتم
خونه فقیر و دارا ناودون طلا میذاشتم ناودون طلا میذاشتم
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم
میگفتم هر کی داره کبوتر و قناری
رها کنه به عشق روزای بی قراری
فقیرارو پول میدادم زندونیا رو آزاد
هرچی کویر خشک خودم میکردم آباد
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم
هر کس به دین و کیش خود سرگرم قوم و خویش خود
هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش
هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش
یه گلخونه یه میخونه سر تموم گذرا
واسه تموم عاشقا واسه همه رهگذرا
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم
یه مدرسه میساختم به قد هفتا دریا
که از تموم دنیا فقط بیان تماشا
هرکی عروسی میکرد هفتا شتر جحازش
مال و ملال و ثروت تا حد بی نیازش
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم
......................................
تو که میگی دوست دارم میگم که کاشکی شاه بودم
رو پشت بوم خونه ها تموم و گل میکاشتم
خونه فقیر و دارا ناودون طلا میذاشتم
میگم ، یه جمله دوست دارم ببین کجاها مارو برد
گنج سلیمون میدادی مارو به وجد نمیاورد
شازده خانوم
دو تا دستام مرکبی تمومه شعرام خط خطی
پيش شما شازده خانوم منم فقير پاپتی
غرور و بردارو ببر دلم ميگه دلم ميگه
غلامی رو به جون بخر دلم ميگه دلم ميگه
شازده خانوم قابل باشم
بايد بگم ، به شعر من خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه پاکی و چه بی ريا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی
عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام
باور کنيد زِ شوغتون اشکی شده چشم به در دوخته ام
شازده خانوم قابل باشم
بايد بگم ، به شعر من خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه پاکی و چه بی ريا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی
فرصت بدين عاشقی مو خدمت تون عرض ميکنم
واصه فرار از دلم دو پا دارم ، دو پا ديگه قرض ميکنم
شازده خانوم قابل باشم
بايد بگم ، به شعر من خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه پاکی و چه بی ريا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی .......ستار
روزمره گی
* * * * * * * * * * *
چــه زود رنگ كهنگــي
نشست روي سادگـي
چه بي خبر ، شديم ما
اسير روزمــــــره گــي
چه زود شــاعر غــزل
تــــرانـــــه مرا سرود
چه زود عابـــر سكوت
مرا ز كــــوچه ها ربود
ولي
چه زودتر گشت و من
هنوز در خيال خـــــود
نقش مي زنــــم تورا
همانگونه اي كــه بود
این که مث رهایی یه ، گاهی یه قفل قفسه
این کیه این کیه که با من همنفسه واسه من مقدسه؟
گاهی بغض غربت و بیکسی یه ، پاری وقتها مث دلواپسی
این کیه این کیه که با من همنفسه واسه من مقدسه؟
مث خواب دم صبح مث گریه هق هقه
مث بوی جنگله یه عاشقه
گل نازلادنه یه عقیق روشنه
انگار این خود منه خود منه
این کیه این کیه که با من همنفسه واسه من مقدسه؟
نبض گل اقاقی یه -گاهی دروغه هوسه
این کیه این کیه که بامن همنفسه واسه من مقدسه؟
مث ترس از یه فرار توی خواب
مث لبخند یه عکس توی قاب
این کیه این کیه که با من همنفسه واسه من مقدسه؟
پاری وقها بد می شه ، به مترسک می مونه
من رو از تموم شدن می ترسونه
مث فکر یه سفر ، لحظهء رسیدنه
این کیه این کیه که با من همنفسه واسه من مقدسه؟
من وتو
جان مريم چشماتو واكن سري بالا كن
در اومد خورشيد شد هوا سفيد
وقت اون رسيد كه بريم به صحرا آي نازنين مريم
جان مريم چشماتو واكن منو صدا كن
بشيم روونه بريم از خونه
شونه به شونه به ياد اون روزها واي نازنين مريم
باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
اي كاش ميخوابيدم تورو خواب ميديدم
خوشه غم توي دلم زده جوونه دونه بدونه
دل نمي دونه چه كنه با اين همه غم
واي نازنين مريم وای نازنین مریم
بيا رسيد وقت درو مال مني از پيشم نرو
بيا سر كارمون بريم درو كنيم گندمارو
بيا رسيد وقت درو مال مني از پيشم نرو
بيا سر كارمون بريم بیا بیا نازنین مریم نازنین مریم
نازنين مريم
باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
اي كاش ميخوابيدم تورو خواب ميديدم
خوشه غم توي دلم زده جوونه دونه بدونه
دل نمي دونه چه كنه با اين همه غم
واي نازنين مريم وای نازنین مریم
واي نازنين مريم وای نازنین مریم
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
................................
|
به کجا چنین شتابان
|
اینم برای دختر گلم.....................................................

چه سخته وقتی میشی دیوونه,
زندونی زندون لحظه
آسون نیست وقتی که شب غمگینه
میگه که ماه دلگیره, اون رفته
دلتنگم واسه قطره های پاک بی گناه گرم بارون
که میریخت رو تن ما
دلتنگم واسه بوی اون گل یاس
که میپیچید تو هوای دلهای عاشق ما
چه سخته توی سکوت خندیدن
به یه امید لرزیدن, مردن
آسون نیست دل توی دریای گمشده هر سایه بردن
دلتنگم واسه قطره های پاک بی گناه گرم بارون
که میریخت رو تن ما
دلتنگم واسه بوی اون گل یاس
که میپیچید تو هوای دلهای عاشق ما

یکی ازهزاران هزار
You are one in a million
تو در میان هزاران هزار ، بی همتائی
You are one in a million
تو در میان هزاران هزار ، بی همتائی
You are oh love my love
تو تمام عشق من هستی
You are everything for me
تو همه چیز من هستی
You are one in a million
تو در میان هزاران هزار ، بی همتائی
You are one in a million
تو در میان هزاران هزار ، بی همتائی
You caught me with your charmes
تو با زیبا یی هایت مرا به دام انداختی ،
When you held me in your arms
وقتی که تو مرا در میان با زوانت گرفتی،
Oh lonely life, I hear your heartbeat
آه ، زند گی ام خا لیست ، من صدای ضربان قلبت را می شنوم ،
Deep in the night
در عمق شب.
I need you so
به تو نیاز دارم ،
Know that I can't let you go
این واقعیت را درک کن که نمیتوا نم به تو اجازه رفتن بدهم .
Dim all the lights and let me hold you so tight
در کورسوی روشنایی ، بگذار تنگ در آغوشت گیرم
The night is yours and mine
شب مال من و تو ست
You're looking fine
تو به نظر عالی میایی
Just tonight
فقط امشب
Just like a child
درست هما نند یک بچه کوچک
You're sometimes weak, sometimes you're wild
بعضی وقتها بی میل هستی بعضی وقتها شیفته
You understand, sometimes I feel like a man
تو درک میکنی، گاهی او قات که من مثل یک مرد فکر میکنم
Stay here tonight
امشب،همین جا بمان
And let me hold you so tight
و بگذار در کنارت باشم
You are the one for me
تو برای من بی همتایی
You are my dreams, my reality
تو رویای من هستی ،حقیقت من هستی
*****
به يكی ميگن با فرشاد جمله بساز ميگه روح غضنفر شاد .![]()
به ترکه میگن در روز چه نون هایی میخوری.میگه تافتون-لواش-سنگک. بعد ازش
میپرسن خب پس کی بربری میخوری؟ میگه پس فکر کردی این نون ها رو با چی میخورم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم خواهرعزیزم خواسته بودند ........

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
براه عاشقی بردن به خنجر دل سپر کردن
واسه هرکی که آسون نیست
برای جاودان بودن واسه عاشق دیگه راهی
بجز دل کندن از جون نیست
بزن تا بخونم همینو میتونم
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار