تبليغاتX
غربت من وتو....غربت تو ومن
!!!<<<......به نام خداوندی که در همین نزدیکی هاست.........>>>.!!!!

بهار دگرگون شدن حال طبیعت است.بهار را دوست داریم و امدنش را جشن میگیریم .حقیقت این است که بهار پراز رمز و راز است.باید بهاری بشویم و بهارگونه باشیم بهار با همه مهربان است و هیچ کس را از یاد نمی برد و برایش فرق نمی کند که در خانه ای کاهگلی سبز شود یا در خانه ای ویلایی.

امیدوارم سال ۸۵برای همه سال سربلندی و پیروزی و موفقیت باشد و این بهار برای شما فرخنده و نیکو باشه در کنار خانواده مهربانتان.........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ديوار كاهگلي غم

غم مثل ديوار كاهگلي پشت باغ است. از همانهايي كه هميشه فكر كرده اي فرو مي ريزد اما هر چه سر زده اي به باغ همانطور ديده اي كه مانده كودكيت را جوان كرده اي و جوانيت را پير و اين ديوار كاهگلي هنوز هست ،شادي آبي است كه بر اين ديوار مي فشانند ،بوي كا هگل مي ريزد در هوا و تنت را پر مي كند، ديگر نمي داني اين غم است يا شادي و يا غم شاد .حكايت ماست در روز خبرنگار و و قتي مي رويم آن بالا و چيزي مي گيرم ،اشتباه نكنيد اين غم ستبر كه مو نس ما شده است ،آنقدر ها به اين آمد وشد هاي بيروني ربط ندارد.اي كاش مي شد همه چيز را به آن بيرون حوالت داد. اما چه كنم از اين فتنه ها كه در سر ماست و گويا نمي خواهد در اين امتداد عمر كوتاه دست از سر بردارد. غم زمانه خورم يا فراق يار كشم/ به طاقتي كه ندارم كدام بار كشم .مي داني زند گي پيچيده و ساده است چه قدر حسد برده ام به عزيزاني كه از كنار اين پيچيدگي ها آرام و بي تفاوت گذشته اند اما آن نگون بختاني كه دل به اين دالانهاي خم چم داده اند ديگر آب خوردن هم برايشان ساده نيست ،اينها به اختيار دچار شده اند كه لعنت خداست بر آدمهاي عاقل مختار .من از هر چه اختيار است گريزانم از لحظه هاي تصميم مي ترسم در اين لحظات پر آشوب بار ها افتا ده ام. حس كسي را داشته ام كه ميانه كوير ايستاده در يك لايتناهي مطلق اصلا را هي نبوده كه انتخاب كنم. فرياد رسي هم نبوده ،باور كنيد با تمام توانم داد زده ام اما كسي نشنيده آن وقت فكر كرده ام كه نكند اصلا كسي نيست ،كسي نيست الا من بينوا كه افتاد ه ام ميان اين نا كجا آباد .بدترين لحظه عمرم صبحي بود كه از پس شب زنده داري بر خاستم و يكباره ديدم هيچ كس نيست و در عمق تنهايي غر ق شد ه ام، تنم سوخت، مي لرزيدم يعني آن بيرون از من، اين من تنها هيچ كس نيست ،يعني همه نشانه هايي كه فكر مي كردم كه از اوست هيچ بوده .بعضي وقتها فكر كرد ه ام كه آن حقيقت بيروني آگر باشد، تمام تلاشش را مي كند كه همين ايمان نيم بند مار ا به باد دهد و نكند حايل من و او همين ايمان است .در كوير راه مي روم، گم شده ام .واي كه چه بوي كا هگلي از دور مي آيد.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 12:12 توسط ..:: من..... ::..


..::پشتيباني::..
بلاگفا.كام

http://files.myopera.com/mminos-music/music/khareji/Volvere.wma http://files.mailboxdrive.com/mp3s/a/armin_rsh@yahoo.com/618086.mp3