تبليغاتX
غربت من وتو....غربت تو ومن
!!!<<<......به نام خداوندی که در همین نزدیکی هاست.........>>>.!!!!
عکس ازکوروش جاویدی

                                        من, منم ....تو, تویی

من, منم ....تو, تویی

 

هیچکس, هیچکسی را نشناخت......هر که پرورده دست

وطنی.........من,منم,دور ز دنیای توام.......تو ,تویی,دور ز دنیای

 منی.......زیر آرامش خود ریخته ام.....جوش تشویش به هر قطره

خون......تو که خویشی و زخود با خبری...........هیچ دانی که منم اکنون

چون؟.....هیچکس ,هیچ کسی را نشناخت؟....تا چنینم در این پهنه

زیست....خواستم بگویم دلم میخواست میدانستم چرا و چرا اینقدر این زاده

ایران زمین , این پاره تن خورشید و شیر چنین نگران مینگرد؟

 تو چه میگویی دوست.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 19:44 توسط ..:: من..... ::..

       

غريب

مادربزرگ  گم كرده ام در هياهوي شهر

آن نظر بند سبز را كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اوين حمله ناگهاني تاتار عشق 
 

خمره دلم
 بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند

پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
 من چشم خورده ام

من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسین پناهی.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 18:13 توسط ..:: من..... ::..

                                               بازی  ایران۰ ــــ پرتقال ۲

        با چه شور و علاقه ای تشویق میکنند.............

                                      

      

                             

                   

                    

                     




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 16:56 توسط ..:: من..... ::..

     

                                    Photo

                                 

           

                               

                              

                               

                   

  

                   

                  

                   

 

                    

                    

                  Photo

                    




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 20:21 توسط ..:: من..... ::..

جهد را بسیار کن ، عمر اندکی است    کار را نیکو گزین ، فرصت یکی است
کاردانان چون رفو آموختند --- پاره های وقت برهم دوختند

عمر را باید رفو با کار کرد --- وقت کم را باهنر ، بسیار کرد


کار را از وقت ، چون کردی جدا --- این یکی گردد تباه ، آن یک هبا
گرچه اندر دیده و دل نور نیست --- تا نفس باقی است تن معذور نیست

از این شعر پروین اعتصامی خیلی خوشم میاد، هروقت می بینم که از برنامه هام عقب موندم و وقت کم آوردم مدام این شعر رو زمزمه می کنم ، این شعر برای تلاش بیشتر و جبران عقب ماندگی از برنامه کاری یه جورائی بهم انرژی مثبت میده ، راستش برای همه ممکنه پیش اومده باشه با وجود فراغت زیاد ،دچار کمبود وقت شده باشند ، اگه این مساله زیاد طول بکشه شاید جبران کردن عقب ماندگی سخت باشه ، برای همین شاید یک جرقه باعث بشه آدم بخودش بیاد و سعی کنه از وقت درست و کامل استفاده کنه ، این شعر برام همون جرقه مثبتی هست که باعث میشه اگه دچار همچین مشکلی شده باشم اون رو جبران کنم ، شاید چیزهای دیگه ای هم باشه که همین روحیه رو به آدم بده ولی برای من این شعر بهتر از همه نتیجه داده .

                          




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 11:53 توسط ..:: من..... ::..

ما خودمان را متقاعد می کنیم به این که زندگی بهتر خواهد شد وقتی که ازدواج کنیم و خانواده ای تشکیل دهیم.سپس سر خورده و نا امید می شویم  چرا که بچه های ما کوچک هستند و به توجه دائمی نیاز دارند، پس به امید آینده بهتری هستیم تا آنها بزرگ شوند بعد که به سن نوجوانی رسیدند وما درگیر مشکلات آنها هستیم آرزوی گذشتن آنها از سن بحران و فردای شادتری  را داریم.....به خودمان وعده میدهیم زندگی بهتری را..............وقتی من و همسرم با هم تلاش کنیم،تا ماشین بهتری تهیه کنیم،تا به مسافرت تفریحی برویم،تا......بالاخره بازنشسته شویم.

حقیقت این است که هیچ زمانی برای شاد بودن بهتر از زمان حال نیست.زندگی همیشه پر از درگیری و سعی و تلاش است.چه بهتر قدرت رویارویی با آنها را داشته باشیم و علیرغم تمام مشکلات تصمیم بگیریم شاد زندگی کنیم.

برای مدت مدیدی به نظر هر کسی می رسد که زندگی واقعی را باید از جائی شروع کرد ،ولی همیشه موانعی سر راه وجود دارد-تجربیات سختی که باید از سر گذراند --کارهایی که باید به سرانجام برسد--زمانی که باید صرف انجام کاری شود--قبضی که باید پرداخت شود سپس...........تازه زندگی آغاز خواهد شد.این عقاید کمک کرد تا بفهمم ..هیچ جاده ای تا سعادت و خوشبختی نیست بلکه خوشبختی همان راه ولحظه های زندگی است که طی می کنیم.

پس از تمام لحظات زندگیت لذت ببر......کافیست در انتظار بودن برای اتمام تحصیلات یا شروع آن.به دست آوردن پول یا خرج کردن آن ،برای کاری را شروع کردن،برای ازدواج،برای یک روز تعطیل،خرید ماشین جدید،دادن قرضها،برای بهار،تابستان،پاییز وزمستان،برای اول ماه،پانزدهم ماه،برای آهنگی که قراره از رادیو پخش بشه،برای مردن ،برای دوباره زنده شدن.......قبل از اینکه تصمیم بگیری شاد باشی.

شاد بودن یک سفر طولانی است،نه یک مقصد

هیچ زمانی برای شاد بودن بهتر از زمان حال نیست..............

زندگی کن و از تمام لحظاتش لذت ببر.

 آیا به خاطر می آوری:نام  پنج نفر از ثروتمندترین اشخاص جهان،پنج شخصی که در سالهای اخیر ملکه زیبایی جهان شده اند یا ده نفر از کسانی که جایزه نوبل را برده اند و یا حتی ده هنرپیشه ای که اخیراً اسکار گرفته اند.......نسبتاً مشکل است.نگران نباش هیچکس به خاطر نمی آورد

تشویقها پایان می پذیرد..........مدالها را گردوغبار فرا می گیرد..............و برنده ها خیلی زود فراموش می شوند.............

ولی اکنون ببین آیا به خاطر می آوری :نام سه معلمی که در پیشرفت تحصیلی تو نقش موثری داشته اند،سه نفر از دوستانت که

در زمان احتیاج به تو کمک کرده اند ،یا انسانها یی که احساس خاص و زیبایی را در قلب تو به وجود آورده اند،یا اسم پنج نفر

از کسانی که مایل هستی اوقات فراغت خود را با آنها بگذرانی.

جواب دادن خیلی بی دردسر و راحت است ،..نیست؟

کسانی که به زندگی تو معنا بخشیده اند ،جزو مشهورترین و بالا ترین افراد دنیا نیستند؛ آنها ثروت زیادی ندارند یا مدال و جایزهً

مهمی به دست نیاورده اند؛ولی...........آنها کسانی هستند که نگران تواند واز تو مراقبت می کنند؛کسانی که مهم نیست چگونه؛

ولی در کنار تو می ما نند...

مدتی دربارهً آن فکر کن..........زندگی  خیلی کوتاه است........و تو ؛در کدام لیست از کسانی که نام بردم هستی؟آیا می دانی؟

بگذار تو را یاری کنم.

تو جزو مشهورترین های جهان نیستی  ولی در میان کسانی هستی که من به یاد دارم این ای-میل را برایشان بفرستم********

 مدتی پیش در المپیک معلولان در شهر سیاتل؛نـُه دونده در خط شروع برای مسابقه صـد متر ایستاده بودند؛تیر شروع مسابقه

شلیک شد؛دونده ها سعی می کردند بدوند و برنده شوند.ناگهان پای یکی از آنها پیچ خورد و افتاد و شروع به گریه کرد.هشت

دونده دیگر پس از شنیدن صدای گریه او دست از مسابقه کشیدند و باز گشتند.یک دختر عقب مانده ذهنی کنار او نشست او را

در آغوش گرفت وبه او دلداری داد .سپس همهً دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پایان رسیدند..تمامی جمعیت حاضر در

استادیوم ایستاده بودند و برای آنها دست می زدند...تشویقی که مدتی بسیار طولانی ادامه پیدا کرد.

کسانی که نظاره گر این صحنه بودند هنوز دربارهً آن حرف می زنند.مـی دانید چــرا؟

زیرا این حادثه عمیقاً در قلب ما تاثیر گذاشت و ما همه می دانیم چیزهای مهم تری از برنده شدن یک نفر در دنیا وجود دارد.

کمک کردن به دیگران برای این که آنها هم موفقیت را تجربه کنند*******حتی اگر به این معنی باشد که قدم های خود را

آهسته تر کنیم و در شیوهً زندگی خود تغییراتی ایجاد کنیم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 15:21 توسط ..:: من..... ::..

زندگی شیرین است اگر ...
سلام .

میدونم که خیلی وقته آپ نکردم و اصلا تو وبلاگها از یاد رفته شدم . از اونایی که تو این مدت برام کامنت گذاشتن و هنوزم منو از یاد نبردن ممنونم . تشکر میکنم .

تو این چند وقته که نبودم یه سری از عقیده هام تغییر کرده احتمالا یه چیزایی به اونا اضافه شده . مثلا یکیش اینه که هر چیزی رو که بخوای میتونی به دست بیاری حتی بزرگترین چیزا رو . این به من ثابت شده که انسان اینقدر قدرت داره که میتونه تمام خواسته هاشو به داشته تبدیل کنه ! اگه به این باور برسی میتونی هر کاری بکنی.

و اینکه تنها  به خدا تکیه میکنم و هیچ کس بجز خدا همیشه با من نخواهد ماندو همیشه همراه و تکیه گاه من خواهد بود وهمیشه دوستم خواهد داشت و اینکه امیدوارم همیشه موفق سربلند و شاد باشید در پناه حق........................

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:10 توسط ..:: من..... ::..


..::پشتيباني::..
بلاگفا.كام

http://files.myopera.com/mminos-music/music/khareji/Volvere.wma http://files.mailboxdrive.com/mp3s/a/armin_rsh@yahoo.com/618086.mp3